فعالیت های تروریستی در رسانه ها.
تروریسم درست مانند هر فعالیت نمایشی از طریق همان ملزومات نمایشی میتوان درک کرد: دقت و توجه زیاد در تهیه متن نمایش نامه ،انتخاب نقش ها و بازیگران ، اسباب صحنه ، نقش گزارى و مدیریت لحظه به لحظه صحنه. وجهت گیری و برداشت های رسانه ای فعالیت های تروریستی -- درست مانند نمایش های روی صحنه و رقص (بسیار موزون) باله -- توجه ویژه به جزئیات را می طلبد تا موثر باشد و در نظر آید. در این میان قربانی مانند پوسته طبلی است که بر آن می کوبند تا دیگران را به وجد آورند و یا به نحوی از آنها مورد تاثیر قرار دهند.
قوی ترین، وحشیانه ترین و با برنامه ترین اجرای نمایشی "نمایش وحشت" یعنی حمله11 سپتامبر2001 به ایالات متحده بود. در نوامبر همان سال، اسامه بن لادن از انتحاریون حمله به برج های دوقلو به عنوان پیشگامان اسلام نام برد. و باور نمی کرد که آن مردان در واشنگتن و نیو یورک عملاً حرف هایی را زدند که از تمامی حرف هایی که در سراسر دنیا زده می شد پیشی گرفت و کنار زد.عرب و غیر عرب و حتی چینی ها این سخنان را به خوبی درک کردند. اما مهمترین مخاطب بن لادن مردم آمریکا نبود بلکه ساکنان بلاد مسلمین بود.پوشش خبری رسانه ها و توجه رهبران سیاسی او را به اوج شهرت رساند.
بن لادن عملاً نشان داد که تروریسم از نظر او در وهله اول ابزاری برای انتقال پیام (یا به گفته او سخنان) است و نتیجه گیری کرد که آمریکایی ها بویژه صدای او را شنیده اند و به پیغام ارتباطی او با عکس العمل روانی درست پاسخ داده اند. خدا را شکر که آمریکا سراسر (از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب) درترس و وحشت بسر می برد.
تروریست ها با حمله سخت و ضربات کاری که بر آمریکا وارد آوردند توانستند از طریق رسانه ها درسطح دنیا روال امور را دردست بگیرند و تظلمات خود را مطرح کنند و دنیا به جای بحث در مرود هزاران قربانی این فاجعه به بحث پیرامون تظلمات و بدبختی های آنان پرداخت. طراحان این واقعه تروریستی احتمالاً به مهمترین هدف رسانه ای خود دست یافته بودند: معرفی خودشان، آرمانشان، مشکلات و معضلاتشان و تقاضاهاشان .
هدف هایی هم که انتخاب شده بودند هر یک نمادی از ثروت ، قدرت و میراث آمریکا بود. در کتابچه راهنمائی که در قرارگاه های القائده یافت شده و حتماً هنوز هم یافت می شود شهرت یافتن مقوله مطرح است. بنابر این به جهاد کنندگان توصیه شده بود که اهدافی را انتخاب بکنند که بارعاطفی بالایی با خود به همراه می کشند مانند مجسمه آزادی نیو یورک ، بیگ بن در لندن و برج ایفل در پاریس. به اعتقاد آنها این عمل شهرت آفرینی فوق العاده ای به همراه خواهد آورد در کتاب رکورد ها وقایع مربوط به یازده سپتامبر را به عنوان پر بیننده ترین حادثه تروریستی ثبت کرده است و البته این همه مدیون فن آوری اطلاعات میباشد.
تروريستهای از ثمرات جهانی سازش و فن آوری مدرن برای طراحی، هماهنگی و اجرای حملات مرگبار خود سودجوئی می كنند.
اين تروريستها كه ديگر دچار محدوديتهای جغرافيائی نيستند و از وابستگيهای مالی و سياسی به يك دولت خاص بيرون آمده اند به توانائيهای پيشرفته مانند اينترنت روی آورده اند تا برنامه های جنايتكارانه خود را پيش برند. در سال 1998 كمتر از نيمی از سازمانهائی كه وزارت امور خارجه امريكا آنان را بعنوان سازمانهای تروريست خارجی شناخته بود دارای وبسايت بودند. اما امروز هر يك از گروهها و سازمانهای تروريستی حداقل دارای يك پايگاه اينترنتی هستند كه طبق برآورد ما تروريستها از سال 1998 تا 2007 حدود 5000 وبسايت، تالار گفتگو و چت روم ايجاد كرده اند.
تروريسم و اينترنت از دو منظر به هم مربوط اند:
اول اينكه، اينترنت تبديل به يك تالار گفتگو برای افراد و گروهها شده است تا پيام نفرت و خشونت خود را پخش كنند و با حاميان، همدردان و با يكديگر گفتگو كنند، و در عين حال جنگ روانی راه اندازی كنند.
دوم، هم افراد و هم گروهها سعی كرده اند تا در آنچه به تروريسم رايانه ای موسوم شده به شبكه های رايانه ای حمله كنند. با اين حال، آنها در اين مورد بيشترازآنكه بدان حمله كنند از آن بهره برداری می كنند.
برای تروريستها گفتگوهائی كه با استفاده از رايانه انجام می گيرد بسيار ايده آل است، چرا كه پراكنده است، تحت كنترل و محدوديت قرار ندارد، سانسور نمی شود، و همه قابليت دسترسی به آن را دارند. بخشها، زيرگروه ها و شبكه های سازمانهای مدرن تروريستی اينترنت را فضای ايده آل و حياتی برای ارتباطات گروهی و فراگروهی يافته اند.
با اين حال، وبسايتها تنها يكی از خدمات اينترنتی هستند كه مورد هجوم تروريستها واقع می شوند، ابزارهای بسيار ديگری چون پست الکترونیکی، اتاق چت، گروههای الكترونيكی، تالارهای گفتگو، تابلوهای پيغام مجازی نيز وجود دارند.
بسياری از اين وبسايتها بمنظور راه اندازی جنگهای روانی عليه دولتهای دشمن و نيروهای نظامی آنان استفاده می شود. آنها تصاويری هولناك از وضعيت گروگانها و اعدام اسيران (اغلب بوسيله قطع سر)، كشته شدن نيروهای نظامی در ميدانهای مين بوسيله خمپاره اندازها، و انهدام وسايل نقليه آنان بوسيله بمبهای كنار جاده ای و يا عمليات انتحاری پخش می كنند. پيغام آنان، چه بصورت شفاهی و چه نوشتاری با تلاش ایجاد رعب در دشمن و ايجاد حس گناه، شك، نزاع درونی، ارسال می شود و در عين حال اين پيام را به دولتهای ديگر و مردمانشان می دهد كه: «اهميتی نمی دهيم كه چه كسی را می كشيم، و هيچ يك از شما در امان نيست.» آنها قدرتشان را از واكنشهای به ترس كسب می كنند
با سلام...