روابط عمومي که هدف اصليش اطلاع رساني است  بر پايه متقاعد سازي استوار است و اين خود مبتني بر تاثير گذاري است .از ديرباز تا کنون انسان ها اصول و قواعدي را بر اين اساس بنا نهاده اند.

ارسطو در رساله "درباره خطابه" به خوبي يکي از عوامل متقاعد سازي را باورپذيري مي شناسد و مي گويد:يکي از حالات متقاعد سازي راهي است به وسيله فن بيان که برسه قسم است:نوع اول مبتني بر شخصيت گوينده است.نوع دوم هدايت مخاطب به يک منطق فکري مشخص بوده و سومين آن براساس گواه و دليل روشن و واضح در خود جملات گوينده است.متقاعد سازي هنگامي براساس شخصيت گوينده شکل مي گيرد که نحوه بيان گوينده به شکلي باشد که ما او را باورپذير ببينيم. ما انسان ها ي خوب را بيشتر و راحت تر باور مي کنيم.اين امر فارغ از آن که موضوع مورد بحث چه باشد عموما صادق است و در مواردي که حکم قطعي ممکن نيست و اختلاف نظرها بسيار است بيشتر اتفاق مي افتد. پس مي بينيم ارسطو يکي از عوامل مهم در متقاعد سازي را باورپذيري گوينده مي داند.عاملي که بيشتر به نحوه بيان مطلب باز مي گردد تا خود آن.سخنگويي که مسلط باشد مي تواند شنونده را تحت تاثير قرار دهد.ارسطو در جايي ديگر از همين رساله مي گويد:شنوندگان زماني متقاعد مي شوند که احساساتشان توسط گوينده به طرز دلچسبي برانگيخته شود ولي قضاوت ما هنگامي که در حالت رضايت هستيم مانند زماني نيست که در حالت خصمانه اي بسر مي بريم...اينکه چگونه مي توان چنين تاثيري بر مخاطب گذاشت نه تنها بستگي به هنر گوينده در نحوه بيان مطلب دارد بلکه به شرايط خاص آن لحظه نيز وابسته است. اينکه وضعيت شنونده در آن لحظه چيست نيز هنري است که يک سخنگوي خبره آن را تشخيص مي دهد.

مطالعات ارتباطی