با مدیریت ذهن از اضطراب به آرامش برسیم
مسلما برای هركسی پیش آمده است كه افكاری با بار منفی از قبیل فقدان یكی از عزیزان ویا از دست دادن اموال یا موقعیتهای اجتماعی، شغلی به سراغش آمده و با بال وپر دادن به این گونه فكرها ،آرامش خود را برای مدتی از دست داده است. درصورتی كه اجازه دهیم چنین افكاری آزادانه وارد ذهن ما شوند، به جز از دست دادن آرامش و جایگزین شدن حالات اضطرابی، حاصل دیگری برایمان نخواهد داشت. بنابر این با یك مدیریت خوب بر ذهن و جلوگیری از ورود افكار مخرب كه معمولا به صورت خود آیند هستند از به وجود آمدن احساس غیر مناسب در خودمان جلوگیری به عمل آوریم .
با متوقف كردن این افكار در همان مراحل اولیه و اصطلاحا نگه داشتن آنها پشت صافی ذهن وعدم اجازه ورود بیشتر كمك شایانی به سلامتی روان خود خواهیم كرد ودر مرحله بعدی افكار مثبت وخوشایند و جملات تاكیدی مثبت را جایگزین افكار مخرب خودآیند میكنیم . به عنوان مثال زمانی كه فكر فقدان عزیزی میخواهد وجودمان را فرا بگیرد، ابتدا با قدرت، این فكر را به پشت صافی ذهن انتقال میدهیم، سپس برای آن شخص كه نگران از دست دادنش هستیم از صمیم قلب آرزوی سلامتی وشادابی كرده، او را به خداوند متعال میسپاریم . بدین ترتیب احساس آرامش ورضایت مندی ، جایگزین احساس اضطراب وعدم آرامش میشود.
بر اساس این نوشته با چنین مدیریتی بر ذهن میتوانیم به مرور زمان از حال بد به حال خوب واز اضطراب به آرامش برسیم، فراموش نكنیم ما باید مدیر ذهن خویش باشیم نه ذهن ما مدیر ما
با متوقف كردن این افكار در همان مراحل اولیه و اصطلاحا نگه داشتن آنها پشت صافی ذهن وعدم اجازه ورود بیشتر كمك شایانی به سلامتی روان خود خواهیم كرد ودر مرحله بعدی افكار مثبت وخوشایند و جملات تاكیدی مثبت را جایگزین افكار مخرب خودآیند میكنیم . به عنوان مثال زمانی كه فكر فقدان عزیزی میخواهد وجودمان را فرا بگیرد، ابتدا با قدرت، این فكر را به پشت صافی ذهن انتقال میدهیم، سپس برای آن شخص كه نگران از دست دادنش هستیم از صمیم قلب آرزوی سلامتی وشادابی كرده، او را به خداوند متعال میسپاریم . بدین ترتیب احساس آرامش ورضایت مندی ، جایگزین احساس اضطراب وعدم آرامش میشود.
بر اساس این نوشته با چنین مدیریتی بر ذهن میتوانیم به مرور زمان از حال بد به حال خوب واز اضطراب به آرامش برسیم، فراموش نكنیم ما باید مدیر ذهن خویش باشیم نه ذهن ما مدیر ما
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 23:35 توسط سمیرا بخشنده
|
با سلام...